اونقدر خودخواهآنِه بَغلت کنمـ کـه جآیِ ضَربآنِ قَلبمـ رویِ تنت بمـونـه
روزهای زندگی
میدونستم لیاقت نداری که نخواستم بچه داشته باشم ازت ، اتفاقا منی که عشق بچه بودم و خیلی بچه دوست داشتم ببین چه هیولایی بودی و چه ادمی از من ساختی که دلم نمیخواست بچه ای باشه و توی زندگی با من و تو اسیر بشه ... بچه به لطف خدا باهوشه گیرایی بالایی داره حواسم به تغذیه اش هست که خوراکی های بی ارزش و مضر بهش ندم ، حواسم هست که روحش آسیب نبینه ولی تو رفتاری کردی که این تصویر توی ذهنش ثبت بشه و دوباره پرخاشگر
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
اواخر خرداد ماه پسر گلم بدنیا اومد توی این مدت اطرافیان انقدر خاطره بد برام ساختن که حس میکنم احساس تنفرم ازشون بیشتر شده و دوست ندارم دیگه باهاشون ارتباط داشته باشم مخصوصا که وقتی میبینم کاری میکنن که میدونن بدم میاد .☺️ و جالبتر اینکه طرف خودشو زده به کوری حتی نمیتونه از حق من و بچه دفاع کنه .ی ادم بی نهایت پخمه در مقابل خانواده اش و ی ادم مار هفت خط برای من
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
علاقه ای به زندگی ندارم خسته شدم دلم خیلی خیلی گرفته ....طوری که نه حوصله خودم رو دارم نه حوصله ی کسی رو ....
نمیدونم شاید بخاطر اینکه به موضوعات مختلف فکر میکنم ، شاید بخاطر اینکه دیروز متوجه شدم الف همیشه ازم مخفی کاری داره همون جوری که دوران دوستی داشت و ادعای دوست داشتن میکرد ..
حالم از همه چی بهم میخوره حتی از الف
حس میکنم حس نفرتی که بهش دارم بیشتر از دوست داشتنمه
خیلی خیلی خسته شدم...
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
۴ ام تولد دعوت بودیم
با تاخیر به تولد رسیدیم خیلی بد شد
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
از فشاری که روی ذهنمه انگاری سرم داره منفجر میشه ..
خلی خسته ام خیلی خیلی حس میکنم برگشتم به سال ۹۷ همون سالی که انقدر خسته بودم که دعا دعا میکردم دانشگاه باز شه برم دانشگاه
الانم همون حسُ دارم همون حالُ دارم و راهی ندارم جز تحمل کردن ...
امروز خونه خاله اینا روضه بود شایدم نصفی از سردردم بخاطر گریه های اونجا باشه ..
خدایا خودت کمک کن ❤️
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
تولد عشقم بود
من براش کادو خریده بودم
مامان وبابای خوب و مهربونم براش کیک و هدیه خریدن اومدن خونمون سورپرایزش کنن
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
سلام چقدر فضای وبلاگ مثل جاهای دیگه سمی شده اون بی شخصیتی که وجود نداشتی اومدی بدون ادرس کامنت گذاشتی اخه بدبخت تو تازه ادرس اینجا رو بهت دادن بیای عقده و حقارت ها و خزعبلاتت رو خالی کنی بری ما قبل اینکه شما باشی اینجا بودیم قبل تر از این وبلاگ هم وبلاگ داشتم از سال 93 اینابه تو هم ربطی نداره .اون فحشی هم که دادی میخوای بگم همون اقاییمون برات انجام بده تو بخوری که دیگه دهنت بسته باشه نتونی زر بزنیبی شرم بی وجود یا پسر ترشیده ای یا دختر ترشیده زورت اومدهمامانت اینا بد وقتی ریدنت باید سقط میشدی
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
برچسب:
نویسنده: سارا امیری
برچسب:
نویسنده: سارا امیری