بالاخره بعد مدتها انتظار ترم تابستون خانمی شروع شد و روزهای زوج هر هفته میتونیم همو ببینیم. اولین روز باهم رفتیم دانشگاهش تا هم راه دانشگاه رو یاد بگیره هم اون روزو باهم باشیم. خانمی رفت کلاس و من رفتم شرکت، دوباره ساعت 11 رفتم سمت دانشگاه و 12 بود که رسیدم و بعد نیم ساعت خانمی اومد. رفتیم امامزاده صالح (ع) و یه چرخی تو بازار تجریش زدیم که خیلی خوش گذشت. حس دوباره دیدن همدیگه خیلی قشنگ بود. بعدش رفتیم ناهار خوردیم. بعد ناهار با خانمی رفتیم شرکت تا من وسایلمو جمع کنیم و ببرمش خونشون. خلاصه اون روز خیلی خیلی خیلی خوش گذشت.از اون روز تقریبا کار روزای زوج من این بود که اول برم تجریش ناهار پیش خانمی بعد برم شرکت.
ولی این چندروز چندبار بحثمون شد، سر مسائل الکی و بیخود. آخرشم هردومون پشیمون از حرفامون گفتیم و خندیدیم.
از اونجاییکه جمعه عروسی خاله خانمی هستش قراره چهارشنبه بریم برای من کت و شلوار بخریم. البته اگه حقوقمو بدن.
دعا کنید برنامه هامون طبق قرارای قبلی پیش بره.
برچسب: تابستون,دونفره,
نویسنده: سارا امیری
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 6:23